سيد على اكبر برقعى قمى
25
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
آن شهر منسوب است . و بايد دانست كه كتاب مطالع ارموى از كتب نفيسه در فنّ منطق است و جمعى از اعلام افاضل آن را شرح كردهاند ، از جمله : قطب الدّين رازى كه آن را نيكو شرح كرد . أريقط : با ضمّ همزه و فتح راى بىنقطه مصغّر ارقط كه ضبط و معنى آن گذشت و آن نام جدّ قارب بن عبد اللّه بن اريقط است و قارب همان كسى است كه از مكّه با كاروان امام حسين عليه السّلام همراه بود و در كربلا شهيد شد و فكيهه « 1 » مادرش خدمتكار رباب زوجهء آن حضرت بود . ازدى : با فتح همزه و سكون زاى نقطهدار منسوب است به ازد كه پدر قبيلهاى است در يمن و عامّه به غلط آن را با فتح زا خوانند و جمعى بسيار از صحابه و تابعان و محدّثان و مفسّران و دانشمندان به دو منسوبند ، از جمله : ابو اسحاق اسماعيل بن اسحاق ابن اسماعيل ازدى بصرى ، فقيه و محدّث و مفسّر و صاحب كتاب مسند و كتاب احكام القرآن و كتاب قرائات و كتاب معانى القرآن و كتاب الاموال و المغازى و كتاب الشفاعة و كتاب الفرائض و كتاب الاحتجاج بالقرآن و متوفّى 282 . و از جمله : ابو طالب سعد بن محمّد بن علىّ ازدى معروف به وحيد از اعلام نحو و ادب و عروض و شارح ديوان متنبّى و متوفّى 385 . و از جمله : ابو القاسم عبيد اللّه بن محمّد بن جعفر ازدى صاحب كتاب الاختلاف و كتاب المنطق و متوفّى 348 . و از جمله : ابو منصور علىّ بن ظافر بن حسين ازدى مصرى وزير الملك الاشرف و صاحب كتاب بدائع البداءة فيمن قال شعرا بالبداهة و كتاب اخبار الشجعان و كتاب الدول المنقطعة و كتاب اساس السياسة و كتاب اخبار السلجوقية و متوفّى 613 و غير اينان . أزدورقانى : با فتح همزه و سكون زاى نقطهدار و ضمّ دال بىنقطه منسوب است به ازدورقان و آن نام قريهاى است از توابع قم و عامّه آن را زرقان « 2 » گويند و سلمة بن خطاب ازدورقانى از محدّثان اماميّه و صاحب كتاب ثواب الاعمال و كتاب عقاب الاعمال و كتاب مقتل الحسين و كتاب القبلة از آن قريه و بدان منسوب است . و بعضى ازدورقان را از توابع رى دانستهاند و اين اشتباه است . أزرق : با فتح همزه و سكون زاى نقطهدار مرد كبودچشم را گويند و زن كبودچشم را زرقاء خوانند و آن لقب و نام جمعى از محدّثان است و ابو بكر زين الدّين بن اسماعيل هروى ازرقى « 3 » از شاعران ستايشگر سلطان طغان شاه بن آلبارسلان . و صاحب كتاب الفيّه و شلفيه را ندانستم از چه روى ازرقى گفتند و برفرض كه ازرقى تخلّص شاعرانه باشد چرا آن را برگزيده است .
--> ( 1 ) - فكيهه : با ضمّ فا و فتح كاف و سكون يا و فتح هاى اوّل مصغّر فاكهه است به معنى ميوهء خرد ( مؤلّف ) . ( 2 ) - زرقان : به ضمّ اوّل و سكون دوّم بر وزن فرقان . ( 3 ) - ازرقى : از شعراى نامور قرن پنجم و متوفّى 476 . وى در جوانى به خواجه عبد اللّه انصارى ارادت و اخلاص ورزيد و در آغاز به دستگاه طغان شاه پيوست و مقام و منزلتى يافت ، آنگاه با اميرانشاه بن قاورد از سلجوقيان كرمان رابطه پيدا كرد و در قصيده و داستانسرايى مهارت داشت . پدر وى اسماعيل ورّاق ( كتابفروش ) معاصر فردوسى بود و فردوسى هنگام فرار از سلطان محمود غزنوى چون به هرات رسيد به خانهء او فرود آمد و مدّت شش ماه در منزل او متوارى بود تا طالبان محمود به طوس رسيدند و بازگشتند . از اوست : -